تبليغاتX
خوابگاه دانشجویی شماره 61
وقتی میای دانشگاه تمام ناراحتی تو اینه که با کی هم خوابگاه میشی چون میخوای با او
با سلام

مدتهاست که دیگه سری به وبلاگ نزده بودم آخه خیلی غم انگیزه خوابگاه ۶۱ به خاطره ها پیوست.

مدتهاست که میخوام بیام و این موضوع رو بگم ولی ...

بغض گلوم رو گرفته دیگه حتی حال نوشتن رو هم ندارم .

همه از هم جدا شدیم بیشتر بچه رو تبعید کردن به یه ناکجا آبادی به نام بنجار

مطمئنم اسمش رو هم نشنیدید....................

فقط من ومجتبی و بهنام و یه پسر جدیده به نام امین که حاضر نبودیم به این تاکجا آباد بریم تونستیم خودمون رو نجات بدیم و با اجاره کردن یه خونه اونم کنار دانشگاه حال ببریم ولی آخه ناراحتی دوستان رو چه کنم و تعطیلی بل اجبار این وبلاگ ...

ولی ناراحت نباشید دارم روی یه وبلاگ جدید کار میکنم که توش همش شادی باشه .

البته این وبلاگ تجربه ای بود تا با وبلاگ نویسی کمی آشنا بشم    .

از همه ی دوستان میخوام که منو تنها نزارن .

به امید روزهای خوش

با تشکر فراوان               محمد رضا نظری

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 15:45  توسط محمد رضا نظری  | 

بچه مگه تو کارو زندگی نداری برو درست رو بخون آخرش مثل من نشی

آخه میدونید چیه من که دو ترم قبل رو گند زدم اگه این ترم رو هم گند بزنم به قول ننه باید برم غاز چرونی

حالا برو غاز پیدا کن.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:41  توسط محمد رضا نظری  | 

محمد رضا

هذا اکبر فی الارض

جوان ناکام ؛مانده در کف و بازمانده کاروان عشاق به وصال 1986 بشرویه  (با ملیت نامعلوم)صاحب مبایل 7610 هنرمند و تن ناز ؛با چشمانی گاوی و زیبا,ریش ستاری و قهرمان مسابقات پرخوری عضو لشکر خلاص بسیج و علاقه مند برنامه های مذهبی ؛بلوتوث بازی و تک زنگ زنی ؛ سر کاری ؛مثبت و با حال و حیاط و آشپز خانه ؛محصل در رشته آبیاری گیاهان دریایی شاخه آب و فاضلاب گرایش اللی تللی  فارغ التحصیل دانشگاه با مدرک فوق دکترای بیکاری شاغل در زیر پتو با صورتی چرکین و درخشان همچون زغال با دور کمر شونصد مرتی   دوستار فروشگاههای مواد پروتئینی . بی بند وبار وبی در و پیکر ؛رقاص و گرم کننده محافل مذهبی ؛دسکوها ؛کاواره ها  ؛پارتی های خانگی و معروف به آقای نظری ؛همچون خمیر مونده وبه درد نخور ؛کم خواب و خوراک ؛تعارفی ؛با 200پوند وزن ؛قهرمان مسابقات lift track موسس وبلاگ خوابگاه 61

 این هم از خودم دیگه چی میخواید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی وقط بود همه نظر میدادند چرا عکسمو نمیزارم تو وبلاگ راستش منتظر بودم متن مربوط به من آماده بشه بعدش بزارم .

ولی خدایش از همشون خوش تیپ تر نیستم؟؟؟/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:13  توسط محمد رضا نظری  | 

قطعه ای از بهشت

لطفا با وضو وارد شوید            محل پرواز ملائک       لطفا سیگار ، قلیان و ..... نکشید

خوابگاهی مشمول 2 درب در جلو   2 درقب در وسط  و 2پنجره در عقب ساختمان برای مواقع اضطراری با ساختاری کاملا مهندسی و به روز   بی در و پیکر . مجهز به سیستم دزدان حرفه ای ،سیستم روشنایی بدون لامپ و سیستم برودتی خودکار در زمستان  . آشپز خانه دودر و پنجره اپن وسیستم همیشه خراب فاضلاب  . وجود موکتهای نیمه سوخته و جالامپی های همیشه خالی از مزیتهای دیگر خوابگاه 61 میباشد .

وجود دکوراسیون زیبا و مجلل و رنگ آمیزی بسیار  بسیار شاد و گچ بری های عصر قاچار و قبل آن و تابلوهای نقاشی شیشه ای منحصر به فرد  جلوه ای زیبا به این ساختمان فرهنگی . هنری .و تاریخی داده است . اینجا میتوان به هر آرزویی که در دنیای بیرون دست نیافتنی است رسید و تجربه کرد   اعم از نوشیدنی . کشیدنی . حرکات موزون (ایروبیک) . همراه با آمووزش رایگان کف بری ،سرقت های شبانه و سرگرمی های غیر مجاز  مثل تیله بازی ، شنای روی موکت ،بارفیکس روی دیوار ،شطرنج بدون میز و پخش فیلم های معنا گرا در سینمای خانگی    با بچه های سر به زیر و خاکی و گلی . بی ریا ذو اهل دل و قلوه .

همه جور جونوری توی خوابگاه مستقل 61 پیدا میشه و همچون تکه هاب یک الماس که یک نیروی خارق العاده و ما فوق طبیعی آنها را به یکدیگر جوش داده و همچون نگینی در شهر پر گرد و خاک زابل می در خشد وزتلألوئش  شده منجلی   مه آسمان و ستارگان 

ما همونیم   ماهمونیم   که می تونیم   لامپ و سیم و قاشق و شام و نهار دودر کنیم     مارو دست کم نگیر

میگن خوابگاه 61 بهشت روی زمینه                                                               نظر شما چیه ؟   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 21:37  توسط محمد رضا نظری  | 


بهنام

کاشف  العلوم

                                                                                                 In this place the mokh is off

متولد 1386 خرمشهر  با کله ای پر از IC ،CPU،پرداز شگر و ... دارای عینک ته استکانی به شماره 9.75 بامدرک دکترا ، لیسانس ، دیپلم و الا ماشا... از دبیرستان موجود  علاقه مند بحث های علمی

 نام بهنام  شهرت :دکتر معروف به بهنام جل (B.J ) مناسب شبهای جمعه برای کسب فیض  . عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از زنان با قیافه ای مرموز وعجیب  . قابل استفاده در تمامی مراسمات پارتی . اکس بترکون و ... دارای چشمانی برزخی صورتی کوسه و عشق ریش . پکیده و با لباسهای پاره و در و داغون

دارای توانایی های زیادی از قبیل آشپزی ،شاعر ، نویسنده ، مخترع ، مشاور ، ماما، روانشناس ، مترجم ،  مفسر، مقصر ،مبصر،فعلا در آدامس فروشی سر چهار راه مشغول به کاره.


شول   ریاست محترم مافیای خوابگاه ۶۱

 

سلطان قلبها..  میگن بچه سیرجون سیتی کفر همه رو در میاره آخرت ضد حال و اذیت پایه همه جور کف بری سرقت-دودره بازی-مسخره بازی  و الا ماشا الله خدا رو هم سر کار میذاره شیطونم درس میده گویند از هر کوی و برزنی که  عبور میکنه رد پایی از شرارت و بی بند و باری به جا میذاره بچه آخه مگه از وحشی آمدی  حبیب اله العالمین محمد شول دوستدار همه هست ولی همه ازش فرار میکنند یاور ای دز که نداره فقط یه کمی زیادی باهات راحته


رئوف

نام:محمد  شهرت:رئوفی  معروف به رئوف از شهر کشمش پرور کاشمر

پدیده جدید موسیقی ایران ویونولیست معروف دنیای موسقی و هنر که صداش از داخل حموم خوش است

عشق پشت مو ،شلوار دم پا گشاد ،کمربند cm 5وپیراهن گله گشاد با قدی معادل 153 سانت و 2 اینچ و 5/1 فوت  قهرمان مسابقات پاور لیفتیگ ،خوش تیپ وقیافه با صورتی نمکی ودلربا با صدایی به زیبایی عرعر خر ،(هذا انکرالاصوات فی زمان المعلوم فی مدینه الزابل khabgah61 on the )1

عضو گروه مخوف باستان 84 طرفتار سر سخت صابونهای لایه بردار صورت و کرمهای سفید کننده و ضد جوش  قهرمان مسابقات زیباترین CG 125 محله و کسب نشان CG بلورین


حبیب      حبیب

آخر صفا و معرفت  خوش تیپ و خوش هیکل و خوش اندام و خوش خوراک و خوش مشرب و خوش شراب    عاشق کونیاک  (معتاد)بابا بیا پایین این همه کمالات تو یه نفر همه جلوش لنگ میندازن برا خودش فردینی که لنگه نداره با صفا با مرام با معرفت با کلاس باحیا ط  با قلیان با سیگار و بالاخره با همه چیز هست پایه همه جور خلاف و جنایت  بچه اصل اصفهون بزرگ شده چابهار معروف به بهروز وثوق(میرزا) هم دوره حاج مختار یاغی و قاچاقچی بزرگ ایرانشهر که هزارتا مرید و شاگرد تو تعمیر گاهش کار می کنند


میر احمدی   میر احمدی

یک سر داره و هزار سودا                       یک سامسونت و هزار ابزار

تمام زندگیش توی یه سامسونت که شامه یه شرتک ،یه بسته ژیلت ، یه پیرهن و یه شلوار میشه .

ظاهری کاملا هنری ،فوتوژنیک و عتیقه مناسب درب قندون و دکراسیون منزل   دارای زبانی طویل  ناخنهای دراز و لبهایی که  همچون ماه شب اول میدرخشه  خوش پوش و خوش نوش و خوش رو خوش بو و خوش مو    جلف تن من (از راه رفتنش مشخصه ) عاشق پریدن از روی دیوار دانشگاه

پلی تیکس ، اقتصاد دان ، فرهنگی ، هنری  والا ماشا... همه کاره .هیچ کاره    حامی باستان و ایران باستان  عشق موسیقی سِنتی وئ اشعار ماث.   استاددر مخ تلیت کردن و پایه همه جور خرابکاری   متعهد،متاهل، کار آمد و مفسد فی الارض

 


 

علی نوری   سید علی نوری

هر حنجره ای لایق آواز تو نیست

 

سر کوی دلبر من چو حریم کعبه ماند          که به هر طرف تو باشی بتوان نماز خوانی

 

اینجا خدا را می توان با چشم خود دید

وقتی نماز می ایسته عر ش و فرش به سطو ح میاد و از قد  قا متش  همه چیز به لرزه می افته چه توهمی سگ وگربه گاو و گوسفند در و دیوار به ذکر در می یاد آقا بکشش پایین از معراج که زمین بدون حجت خدا تمام اهلشو فر و میبره  آمد یوسف دوران مرد علی آباد سید مرد عمل متولد ایالت علی آباد مصر دیماه 1367 بزرگمردکوچک خوابگاه   61  معروف به علی کاسپارف متخصص گوز کردن در شطرنج  دوستدار شوهای مذهبی و عکس های سکس و لاو  مقلد میرزا ی اصفانی  علاقه مند به چت عملی به صورت نون بیار کباب ببر


 مطالب فوق از ریاست محترم مافیایی خوابگاه میباشد(محمد شول)

به زودی نیزبقیه افراد خوابگاه رو نیز معرفی خواهم کرد

در ضمن از تمامی کسانی که با این کار به آنها توهین شده معذرت میخوام.

با تشکر  mrn    

 


 شریف

شرف زمین شرف زمان   شریف   number  وان

محصول سال  1980-81 زابل با افکاری منحصر به فرد و زاقارت والبته محترم  علاقه مند به echology animals  محقق ،متعهد، متعبد    اعصاب خورد کن ،قاتی پاتی ،گیج و منگ    پاک پاک عاری از هر گونه درک و فهم و شعور و از این قبیل ناخالصی ها

عضو امر به منکر و نهی از معروف شاخه مبارزه با مفاسد اخلاقی  گارد   black white

دارای قدرت ما فوق طبیعی و بشری  در امر استنباط و تحلیل و تشزیح مسائل و تکالیف شرعی و مشق شب و غیره....

فعال ، کار آمد با سه سال سابقه ترک تحصیل و 2 ترم متوالی مرخصی ضروری و ضمانت iso چیزو و زیر میزو وئ سوزن تیزو وهمراه با  بر چسب اطمینان بدون خطو خش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 21:2  توسط محمد رضا نظری  | 

با سلام مدتی پیش به شما قول داده بودم که بعضی موارد مربوط به دانشگاه رو آموزش بدم حالا دیگه وقطش رسیده برای این کار اگر در خوابگاه شما فردی مثل شول باشد دیگه نیازی به خواندن مطالب و یاد گرفتن ندارید فقط کافیه به شول مراجعه کنید تا کارتون رو در مورد دو در کردن غذا راه بندازه

اگر هم نداشتید هیچ غصه نخورید با مدتی تمرین میتونید یکی از بزرگترین دو در کنندگان غذا شوید!!!در اولین کار باید توجه داشت که شما از چه وسیله ای برای دریافت غذا استفاده میکنید؟(از ژتون یا کارت الکترونیکی)اگر مورد استفاده ی شما ژتون باشد میتواند از پاک کردن آن یا کپی گرفتن استفاده کنید که زیاد هم سخت نیست در صورت آشنایی با برنامه های کامپیوتر میتوانید خودتان  یه ژتون خوب در انواع رنگ های مختلف طراحی کنید به همین راحتی

ولی اگه کارت شما الکترونیکی باشه مثل کارت های ما.در این صورت کمی مشکل است ولی نترسید برای هر مشکلی یه راه حل وجود داره فقط کافیه ۱.کارت دوستتون رو که غذاش رو خورده بگیرید وقتی طرف گفت کارت شما شارژ نیست با عصبانیت زیاد منکر این حرف شوید و با سرو صدا یه غذا بردارید و برید۲.یه ظرف یه بار مصرف رو زیر میز قایم کنید هنگام کشیدن غذا در حالی که کسی نفهمه ظرف را بالا بیارید و غذا بگیریدو... البته روشهای زیادی برای دودر کردن وجود داره که اون به فکر و استعداد شما بستگی داره (روش شلوغ کردن ودعوای دروغین هم خیلی موثره

موفق باشید     لطفآ پس از امتحان روش های فوق نتیجه را به من اطلاع دهید

در صورتی که روش خوب دیگذی دارید برای ما ارسال تا با نام خودتان ثبت کنیم

 با تشکر فراوان محمد رضا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:41  توسط محمد رضا نظری  | 

تقدیم به بازدید کنندگان

با سلام من اومدم بعد مدتی که به دلایل مختلف نتونسته بودم سراغ اینترنت و وبلاگ و ... بیام.

از همه دوستان که تو این مدت به من سر زدند ممنونم

این گل تقدیم به همه ی شماها

                                                  با تشکر محمدرضا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 20:17  توسط محمد رضا نظری  | 

به خاطر اینکه حوسلتون سر نره تازگیا قرار شده بعضی چیزا رو به وبلاگ اضافه کنم مثل فال .جک الان هم چندتا جک بخونید تا حال کند امیدوارم نگید بد بود.تکراری بود یا...

یارو به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.

یارو زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره یارو هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟

اطلاعیه !!! پرزيدنت بوش ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که از من حمايت كردند.

يكی ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه!

يه كبوتره مست ميكنه بجای نامه ايميل ميده

يه روز یارو  ، البرادعی رييس سازمان آژانس اتمي رو ميبينه ميگه آقا ببخشيد شما دكتريد يارو ميگه آره . یارو  مي گه شما اگه دكتريد چرا تو آژانس كار ميكنيد!

یارو می گفته عجیبه ؟ می گن چی عجیبه ! می گه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور ! مگن خوب چیش عجیبه ؟ می گه گنجیشکه همه رو ول کرده ریده رو من.

يه روز يک یارو  مي ره استخره مي ره توچهارو نیم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته.

 جعبه سیاه سی130 پیدا شد : توش یه تیارو  به خلبان میگه آقا سه راه آذری پیاده میشم .

به غضنفرميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟ ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست

يه روز يه جنگل بود درخت نداشت. يه شكارچي بود تفنگ نداشت. يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت. بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت با اون تفنگ كه فشنگ نداشت يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت گوزن را انداخت نوي كيسه كه ته نداشت اين داستان كه نويسنده نداشت نويسنده هم اسم نداشت هر چند اين داستان سرو ته نداشت ولي ارزش سر كار گذاشتن رو كه داشت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 12:44  توسط محمد رضا نظری  | 

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 12:27  توسط محمد رضا نظری  | 

دانشجو

این تصویر شبیه بعضی از دوستان خودمه که ترم اول چطور وترم آخر چطور الان دیگه حتی نمیشه بعضیا رو شناخت بخصوص در شهر زابل با این همه احتمال انحراف

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 12:21  توسط محمد رضا نظری  | 

             من بهتون توصیه میکنم کلیک نکنید ولی اگه رفتی امیدوارم خوش بگذره
                        
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 10:32  توسط محمد رضا نظری  | 

نوازنده

از اون روزی که نوشتم گوشمون از ویالون زدن حبیب درد گرفته بنده خدا پناه به حموم برده   هینوازندهنوازنده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 21:58  توسط محمد رضا نظری  | 

نوازندهاینم یکی از نوازنده های خوابگاه ما که همه ی ما رو دیوونه کرده لطفآنظر بدهید و بگید ما با این فرد چه کار کنیم و اگر شما جای ما بودید چه میکردید؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 12:32  توسط محمد رضا نظری  | 

به نظر شما چه طور بود آخه میدونید چیه ؟ هی بچه ها گیر میدادند که عکسامون رو بفرست تو وبلاگت منم که اخر با معرفتای دنیاچندتایی از این عکسا رو گذاشتم ببینید بقیه رو هم کم کم میزارم تا همه ببینید البته قرار شده شول برامون مطلب بنویسه تا بزارم تو وبلاگ در اینده نزدیک با جدیدترین تکنولوژی پیشرفته ی زندگی در خوابگاه دانشجویی-دودر کردن غذا از سلف-سرکار گذاشتن استاد و.... توسط بهترین دانشجویان دانشگاه زابلمشروطیان ترم های قبلاخراج شدگان از دانشگاه وبقیه اساتید محترم اشنا خواهید شد

حتمآ حتمآنظر بدید وگرنه پا توی خوابگاه نزارید با تشکر فراوانmrn

ادرس من    www.mrn3210@gmail.com

با ما تماس بگیرید

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 22:6  توسط محمد رضا نظری  | 

behnam جناب بهنام خان معروف به بهنام جل آخر آدمای مثلامتفکر

البته شوخی بود بند خدا خیلی سعی میکنه یه چیزی کشف کنه مثلآ نیروی جاذبه یا ...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:36  توسط محمد رضا نظری  | 

adel

اینم که عادل خودمونه یکی از لرهای استان خوزستان(تشان) هر روز التماس میکنه که عکسشو از اینجا پاک کنم ولی من میخوام هنوزم عکساشو بریزم تو این وبلاگ نظر شما چیه؟ها؟

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:28  توسط محمد رضا نظری  | 

shol این هم برادر محترم شول (توصیه میشه که هیچ موقع ناراحتش نکنید اگر هم ناراحت شد توصیه میشه قبلش فرار را بر قرار ترجیح دهید فراموش نشه)

البته اگه باهاش دوست بشید که محاله آدمیه که دومی نداره باور ندارید جرآت دارید امتحان کنید

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:25  توسط محمد رضا نظری  | 

bacheha این افراد هم از سمت راست(۱. مرتضی :که همیشه به بدترین شکل ممکن میخنده و اگر بخوای پیداش کنی همیشه دم در دانشگاه پلاسه)

۲.رئوفی :که از بس بااون ویالونش ور میره همه ی بچه ها رو دیوونه کرده یکیش منم که دارم این اراجیف رو مینویسم)

۳.حبیب:اینم که همش داره نقاشی میکشه ولی نقاشیش هم بدک نیست آدم به یاد نقاشی کشیدن زمان بچگیاش میوفته

۴.آتش زا:البته فامیلش رو تغییر داده ولی کی به کیه من میخوام با همون فامیلی قدیم معرفیش کنم.

اون یکی پشت سری رو هم نمیشناسم.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:20  توسط محمد رضا نظری  | 

bacheha اینا هم که همون قبلیان البته اون پشت سریشون نیست اگه ایبا رو جایی دیدید ازشون دوری کنید.اینها پلاس ترین موجودات دنیا ن
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:13  توسط محمد رضا نظری  | 

mohammad reza
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:9  توسط محمد رضا نظری  | 

mostafa
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:0  توسط محمد رضا نظری  | 

سلام

اینایی رو که میخوام بنویسم در مورد یک خوابگاه دانشجویی در شهد زابله شهری در آخر دنیا مرز ایران با افغانستان  این خوابگاه در سال ۱۳۸۴ تآسیس شود در ترم اول جمعیت خوابگاه ما خیلی کم بود ولی حالا نمیدونم چی شده هر روز دارن یه نفر جدید میفرستندتا حدی که الان ۱۷ نفر شده ایم بعضی از بچه ها آخر با مراما ی دنیا حالا کار نداریم که بعضی هم آخر ... اند. ولی همه با هم وکنار هم زندگی خوبی داریم البته روزی نیست که با هم دعوا نکنیم .                        قربون همتون mrn

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:5  توسط محمد رضا نظری  |